تبليغاتX
:: Rahaa ::

عزیزم بد حجابی ... بدحجابی ...

 

*** رییس پلیس پایتخت :  چه کسی گفته که ما انرژی خود را فقط معطوف به بدحجابی کرده ایم ؟

(  جواب :  عمه ی بنده  ) 

*** ایضا" همان شخص :  مگر نه اینکه بیش از ۸۰ درصد مردم جامعه معتقدند که باید با بدحجابی برخورد شود .

 ( جواب : کی به کیه ؟ بگو بلکتم بیش از ۱۰۰ درصد . حالا یه سئوال از شما : مگر نه اینکه بیش از هوار درصد افراد همین جامعه معتقدند که باید با هزار و یک مسئله دیگر هم برخورد شود که اگر با آنها برخورد شود این مسئله فرهنگی خود بخود حل خواهد شد .) 

*** ایضا" همان شخص : کدام منطق است که حراست از هنجار عمومی جامعه را ورود به قلمروی زندگی خصوصی افراد جامعه میداند ؟

( جواب :  اون منطق غلط کرده . حریم خصوصی یعنی چی ؟ انقدر این منطق عقلش کمه که تازه  ورود منطقانه شما به خانه ها و پشت بامها واسه جمع کردن وسائل فسق و فجور ماهواره ای رو هم ورود به قلمروی خصوصی میدونه . انقدر این منطق عقلش کمه که تفتیش عقاید و گزینش رو هم ورود به حریم خصوصی میدونه ... این منطق خر اصلندش نمیفهمه که  ورود به حریم خصوصی ملت انقذه خوبـــــــــــه ، انقذه خوبـــــــــه ....)

 راستش  این منطق بی خاصیت خیلی چیزای دیگه هم میگه . از یه طرف میگه وقتی فقر از یه دری وارد میشه ، با خودش بدبختی و بی ایمانی و فسق و فجور و فحشا و پول حروم و هزار جور چیزای  دیگه روهم میاره . از یه طرف میگه وقتی پول بی حساب هم از یه دری وارد بشه ، با خودش عیش و نوش و لهو و لهب و می و مطرب و بزن و بکوب و حال و حول و بنگ و منگ و اکس و ایدز و کراک و شیشه و هزار جور چیزای جور وناجور دیگه   هم میاره . از میون این همه خواسته هائی که این جامعه هزار رنگ ما داره مث ایجاد اشتغال ، توزبع عادلانه ثروت ، بهداشت ، مسکن و آزادی ، این جناب آقای رادان رییس محترم پلیس تهران  فقط و فقط به فکر اصلاح این یه مورد بدحجابی افتاده که خوب گناهی هم نداره . این جناب که نمیتوونه با فقر و بدبختی و یا پول باد آورده  بعضی ها مبارزه کنه و البته وظیفه شخص ایشون هم نیست  ، پس بهتره یقه ی اون چیزی رو بچسبه که دم دسته و چزو وظایف ایشون هم بحساب میاد . بستن مرزها و جلوگیری از ورود مواد مخدر هم که وظیفه ی ارگانهای دیگه س . فقط یه جای این کار کاملا" منطقی می لنگه ... اونم اینه که چرا تا هوا گرم میشه اینا به یاد عزیزم بی حجابی بی حجابی میفتن ... والله توی سرمای زمهریر زمستون بدحجابی خیلی بدتر بیداد میکرد ... البته  آدما رو به زور اصلاح کردن و آماده ی بهشتشون کردن خیلی ثواب داره ولی ...

پی نوشت یک  : کور بشم اگه بخوام دروغ بگم ... خواهشا" حمل بر اشاعه فساد هم نکنین چون در حد و اندازه های این عبارت  نیستم . این موضوع رو نقل میکنم  چون عین واقعیته ... من هم  اگه با این دو تا چشای کورنشده ی خودم ندیده بودم محال بود باور کنم .  ممکنه شما هم باور نکنین که حق هم دارید . روز پنجشنبه ۲۳/۱۲/ ۸۶ شمال شرقی خیابان رسالت نرسیده به  زیر پل سید خندان یعنی دقیقا" سه چهارتا ساختمون مونده به اولین مغازه  ساعت حدود ۸ شب ، دخترو  پسری با سرو وضعی کاملا" آراسته ( پسر کت و شلوار و دختر مانتو و مقنعه ) در حیاط یک ساختمان تجاری نه چندان تاریک ،  به سبک و سیاق فیلم های هالیوودی همدیگر را در آغوش گرفته و می بوسیدن کاملا" راحت و بدون هیچگونه احساس خطری و در کمال آرامش و خونسردی... چند تا پسر ۱۶-۱۷ ساله هم  توی پیاده رو ورجه ورجه میکردن و ابراز احساسات مینمودن ... برای هرکس که تعریف کردم ،  یا  گفت از بس تو ندید بدیدی یا گفت حتما" اکس زده بودن ...

پی نوشت دو :  نیم ساعت در صف نوبت یک تلفن عمومی معطل شده بودم ( دوتا کیوسک بالاتر و پائین تر خراب بود ) دختر خانمی که داشت تلفن میکرد انقدر با دوست پسرش از آسمون و ریسمون بافت تا جائی که این جمع سه نفری بدون اینکه خواسته باشیم ، وارد حریم خصوصی شون !!! شدیم و از همه جیک و پوک طرفین  سر در آوردیم و ایضا" دوتا شاخ روی کله مون سبز شد . بعد دخترک با ناز و عشوه صداشو کمی بلند کرد و به دوست پسرش گفت : خوب دیگه باید قطع کنم . آخه تو که نمیدونی که ؟  چند نفر آدم بیشعور ؟؟!! اینجا وایستادن و چشاشو گرد کردن و میخوان منو درسته قورت بدن .( ما یدبختای کارت تلفن بدست رو میگفت ).... بعد گوشی تلفن رو چنون کوبید  سرجاش و زل زد  تو چشای دو تاپسری که قبل از من بودن و چنان و چنون  با قر و اطوار رفت که راستش رو بخواین اگه اون دوتا پسر دنبالش راه نمی افتادن و نمی رفتن ، جای تعجب داشت .

لینک ثابت   

عسل، بلوتوث و ماجرای عکسهای غیر اخلاقی ....

 

خبر اول اینکه دختر جوانی بنام سارا از ۲ دندانپزشک که با تهیه فیلم غیر اخلاقی از او وی را وادار به ادامه رابطه و تهدید به پخش سی دی آن و نیز اخاذی از وی به مبلغ ۷ میلیون تومان کرده بودند ، به دادسرا شکایت برد . در بازبینی کامپیوتر متهمان فیلمهای  ۸ دختر دیگر پیدا شد ... سارا مدعی است که دندانپزشک تحت عنوان ازدواج با وی رابطه برقرار کرده و بعد یکسال تمام وی را همراه دوستش مورد آزار و اذیت و اخاذی قرار داده است .

خبر دوم اینکه دختری بنام عسل ( رنگ چشات عسل، طعم لبات عسل ) از پسری بنام نیما که قرار بوده باهم  ازدواج کنند،  فریب می خوره و به اصرار این جوان عکسهای غیر اخلاقی خود را  بوسیله بلوتوث وارد گوشی نیما میکند و نیما خان هم بلافاصله اقدام به تکثیر عکسها نموده و آنها را بین دوستان خود پخش میکند و ای دل غافل که عکسهای عسل خانم بزودی تمام سطح شهر را پوشش میدهد. نکته ی جالب اینجاست که در این ماجرا عسل به اتهام فراهم کردن موجبات فسادبه تحمل ۲ سال زندان و ۹۹ ضربه ی شلاق و ۲ سال منع اقامت در شهر خود بندرانزلی و نیما خان نامرد به اتهام رابطه ی نامشروع به تحمل ۹۹ ضربه ی شلاق محکوم می گردند ( مجازات هارا حال می کنید ؟ ) جالب تر از همه اینکه وکیل مدافع متهم اعلام کرده که هنوز مجازات این جرم جدید در قانون نیامده و هر رفتاری هرقدر زشت یا عجیب باشد مجازات ندارد مگر اینکه قانون آن را جرم دانسته و برای آن مجازات تعیین کرده باشد و درضمن سیستم ارسال پیغام تصویری یا بلوتوث پدیده ی جدیدی است که متهمان از آن سوء استفاده کرده اند اما از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی شود چون عسل به امید ازدواج !!! و فقط برای یک نفر !!! ، این کار را انجام داده است .

هر دو خبر بالا تکان دهنده است . اول از نظر اینکه از امکانات جدید و پیشرفته در جامعه ما معمولا" در جهتی استفاده میشود که اکثرا" خلاف عرف و عادت جامعه برزخی ماست ... دوم اینکه این دخترای بخت برگشته در هر دو مورد به خاطر تن در دادن مرد مورد علاقه شان به ازدواج چطور از همه چی خود میگذرند و تن به هرخفتی میدهند . ایمان دارم که این دو دختر با اینهمه نامردی که از طرف خود دیده اند بازهم اگر آنها بخواهند تن به ازدواج بدهند سر و جانشان را هم دوباره دودستی تقدیمشان میکنند . این جاست که این خبرها تکان دهنده تر و اسفناک تر میشود ... سوم اینکه مجازات دختری که عکس میفرستد با آنکه این عکسها را در سطح جامعه منتشر میکند از زمین تا آسمان فرق دارد و اینجا باز تفاوت جنسیتی در قانون نمایان  میشود ... چهارم اینکه قوانین مجازاتی این مملکت مال عهد بوق است و باید با پیشرفت علم و تکنولوژی تغییر کند که نمیکند و هنوز قوانینی چون قطع کردن انگشتان دست و گرداندن در شهر و سنگسار و چه و چه .... اجرا میشود. برای اون دخترا متاسف نیستم ازدواج با این  نامردها چه آن دکتر دندانپزشک و چه  آن نیمای ۲۷ ساله ارزش  ندارد که شخصیت و ارزش یک زن را زیر سئوال جامعه ای مردسالار ببرد ...

لینک ثابت   

چه نیازی بود ؟ چه نیازی هست ؟

 

آقایان :

چه نیازی بود که ۱۵ نفر ملوان یک قایق انگلیسی را بگیرید و اونهمه این موضوع رو بزرگ کنید و توی بوق و کرنا کنید که انگار ارتشی مرکب از  ژنرال های  عالیرتبه انگلیسی را گرفته اید که با  تجهیزات کامل  به قصد منهدم کردن زیر دریائی ها و ناوهای جنگی ایران به آبهای کشور ما تجاوز کرده اند و در این راه از هیچ بی ناموسی و جنگ و جدل و کشت و کشتار دریغ نکرده اند ؟...

چه نیازی بود که ۱۲ روز تمام این ۱۵ ملوان بخت برگشته  ( شایدم خوشبخت ) را بیارید توی این مملکت و اینهمه تهدید و اولدرم بلدرم کشورهای جورو واجور دنیا را به جان بخرید ؟ ... حقا" که در درست کردن مترسک برای این ملت استادید ...

چه نیازی بود که ۱۲ روز تمام از این ملوانان پذیرائی کنید و بهترین شام و ناهار را به ایشان بدهید و کت و شلوارهای یکدست و شیک تنشان کنید و اونجور مورد تکریم و احترام قرار بگیرند که راستش اگه من بودم و دریک کشور غریبه اینجور به اسارت میرفتم همون لحظه و همونجا تقاضای پناهندگی میکردم که مادام العمر مورد احترام و اینجور پذیرائی قرار بگیرم ، چه برسد به آنها که پوست و موئی روشن تر دارند و فکر میکنم بخاطر همین از عراقیها و افغانیها و بقیه،   نزد سردمداران حکومت (بلکتم ملت ایران) ارج و قرب بیشتری دارند....

چه نیازی بود که چند تا جوان دانشجو رو به پشت درهای سفارت استعمارگر پیر یعنی انگلیس بفرستید که سنگ و ترقه به سمت سفارت بفرستند و محاکمه این ۱۵ تا ملوان هیچکاره را بخواهند ؟

چه نیازی بود که به قول خودتان بلر را تحقیر کنید؟ شما که از بهترین روابط سیاسی و اقتصادی با انگلیس برخوردارید علاوه بر سفارت و کنسولگری و دفاتر مختلف در شهرهای آن کشور ، دارای دفتر نمایندگی ولایت فقیه در این کشور نیز هستید که کلی افراد به آنجا رفت و آمد دارند .

چه نیازی بود که اینجور قدرت نمائی کنید ؟ بهتر نبود نشانهای درجه ۳ شجاعت را زمانی به فرمانده مرزداران ایرانی می دادید که اشرار مرزهای شرقی و جنوبی کشور را سرکوب می کردند ؟ اگر  ریگی و امثال او را که به جاده های مرزی ایران حمله می برند و مردم بیگناه را از ماشینها بیرون میکشند و به رگبار می بندند، دستگیر و سرکوب میکردند و آنگاه نشان شجاعت میگرفتند زیباتر نبود ؟ اگر جلوی اینهمه افغانیها و عراقیها که هر روز از مرزهای ایران رد میشوند و انواع قاچاق اعم از سوخت و خیلی چیزهای دیگر را انجام میدهند میگرفتند بیشتر لایق دریافت این نشان نبودند؟ ...

آقایان :

چه نیازی بود که این ملوانان در روز کنفرانس خبری شما آزاد شوند ؟ درست در روزی که انگیس اعلام کرده بود که اگر تا دو روز دیگر آزاد نشوند تصمیم سخت تری خواهد گرفت . خوش و بش شما با چند ملوان (که پایین درجه در نیروی دریائی ست ) چه معنی داشت ؟ دست دادن بالاترین مقام اجرائی این مملکت ( که پادشاهان کشورهای دیگر جلوی سلاطینش زانو میزدند )،  با ملوانان انگلیسی چه افتخاری به افتخارات این ملک افزود ؟  ما نه با انگلیس در حال جنگ هستیم و نه قرار است جنگی صورت بگیرد ... بهتر نیست در این شرایط مث بقیه کشورهای منطقه در آرامش و آسایش مملکت خود را آباد کنیم و روستاهای خود را بسازیم که بزودی خالی از سکنه خواهند شد . وضعیت دبی و ترکیه و عربستان را با بیست و چند سال پیش مقایسه کنید . در این سالها که ما در حال بحران و بحران سازی و جنگ با دشمن واقعی و دشمنان خیالی بودیم آنها ملک خود را ساختند. آنها که به نفت زنده بودند ،کم کم  از اقتصاد وابسته به نفت خود را رها میسازند ... ما بحران انرژی هسته ای را به پایان نرسانده تراژدی دیگری به وجود میاوریم و به قول خودمان در جهان برای خودمان کسب وجهه میکنیم ... هیهات  

آنها به کشورشان برگشتند ... اینجا مورد تکریم قرار گرفتند ، آنجا مورد استقبال قرار خواهند گرفت ... مصاحیه ها خواهند کرد چه خوب و چه بد ... اصلا" بگوئیم انگلیس به غلط کردن افتاده ... اصلا" بگوئیم براستی بوش و بلر تحقیر شده اند .... اصلا" بگوئیم با این کارمان انقلابمان را صادر کرده ایم و اینان سفیران انقلاب ایران شده اند ... اصلا" بگوئید .... چه میدانم هرچه دلتان میخواهد از این تلفیزیون دولتی خودتان به گوش همین ملت خودتان برسانید ... بقول معروف آدم باید خودش عاقل باشه ...

لینک ثابت   

تعطیلات پایان ناپذیر ....

 

حالا هی بیائین داد و فریاد کنین و بنالین که ما از پول نفت سهمی نداریم و همه پولا میره به طرف کشورهای دیگه و داریم همه از گشنگی میمیریم و از این جور حرفا .... یه لحظه کلاهتون رو قاضی کنین و ببینین که توی کدوم کشور دنیا از توسعه یافته وتوسعه  نیافته و درحال توسعه و  عقب مونده و اسکول ،  برای عیدشون یکماه و شایدم بیشتر تعطیلی دارن و توی این مدت همه کارا خوابیده ؟ ... فکر میکنین از کجا ملت یه ماه تموم میخورن و میخوابن و حال میکنن ؟ ... بابا اینا همه پول نفته دیگه که مفت و مجانی به شما سی روز تعطیلی عید نوروز و خداد روز تعطیلی رسمی اعم از عزاداری و ولادت و جشن و سالگرد و ماهگرد و راهپیمائی جورو واجور و خلاصه همه جوره بهتون حال میده دیگه .... همه ی اینا پول نفته بابا... بیچاره رئیس جمبول هم دروغ نگفته اون پول نفت اضافه ای رو هم گفته بود عید غدیر با اون تعطیلی عجیب و غریبش سرسفره هاتون گذاشت جونم  ....  اصلا" میدونین چیه ؟ راستش اگه این ملت دوازده ماه سال رو هم تعطیل باشن هیچ فرقی که نمیکنه ، بلکتم به مسئولین محترم فرصت های بسیار خوبی میده که به رتق و فتق امور اونجور که خودشون دلشون میخواد  !!! برسن ...

ای ملت ناشکر قدرنشناس بی چشم و رو ....

از این حرفا گذشته ، حالم از هرچی تعطیلاته  داره بهم میخوره ...

لینک ثابت