تبليغاتX
:: Rahaa ::

ای وای بر اسیری ..........

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد .............. در دام مانده باشد ، صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها ، با داغ او چو لاله ............  در خون نشسته باشم ، چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد .........    شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت ، یارب حلال بادا ......... صیدی که از کمندت ، آزاد رفته باشد

از آه دردناکی ، سازم خبر دلت را ..............   وقتی که کوه صبرم ، بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت ........... با صدامیدواری ، ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان ، دامن کشان گذشتی ........ گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد

پرشور از حزین است ، امروز کوه و صحرا ......... مجنون گذشته باشد ، فرهاد رفته باشد

( حزین لاهیجی )

لینک ثابت