جناب نبوی ... ریز می بینی ملت رو !!!!
دیشب بعد از مدتها که از سیاست و سیاست بازی و اینجور چیزا دور بودم ، یهو شانسکی دیدم که صدای آمریکا پارازیت نداره و برنامه میزگردی باشما داره پخش میشه . مهمون عزیزی هم اونجا نشسته بود که با دیدنش کلی ذوقمرگ شدم . ابراهیم نبوی ... ابراهیم نبوی که به عشق خووندن مطالبش توی اون دوره نهاربازار مطبوعات چقدر روزنامه خوون شدم و موقع انتخابات نهم چقدر با مطالبش هم خندیدم و هم گریه کردم . خلاصه من قلمشو خیلی دوست داشته و دارم ... اما ...
آقای بهارلو کلی از ایشون تعریف و تمجید کرد . از دوکتابی که نوشته گفت . بعد هم خودآقای نبوی حرف زد .... چیزهائی رو میگفت که من و شما که داریم توی این مملکت زندگی میکنیم، هر روز میبینیم و میشنویم . حرف تازه ای نبود . نه راهکاری داشت نه حرف تازه ای . بین حرفاش از اینکه آقای خامنه ای هم گول احمدی نژاد رو خورده و به اون بها داده انتقاد کرد و گفت که ایشون باید بی طرف میموند . (راستش این واسه من یه کمی هضمش مشکل بود و یه سئوال برام پیش اومد که مگه ایشون توی این مملکت زندگی نمی کرده ؟!!! ) . میگفت حالا که نیاز به مرد میدون داریم کسی نیست . همه قایم شدن ... (نمیدونم چقدر به این مطلب توجه داشت که اگه مرد میدون همین حالا بیاد وسط گود ، بیشتر از یه گلوله توی پیشونیش سهم میبره یا نه ؟ ) و خلاصه کلی حرف زد که بنظر من بیشتر تحلیل شخصیه که توی آلمان زندگی میکنه و فعلا" ایران رو از توی روزنامه ها و خبرهایی که بهش میدن درک میکنه نه بنده و حتی شما که انتخابات ریاست جمهوری رو دیدیم و الان هم استقبال های آنچنانی رو از احمدی نژاد توی شهرهائی که میره مشاهده میکنیم .
نکته خیلی جالب و درعین حال تاسف برانگیز این مصاحبه تلفنهائی بود که به برنامه میشد و عکس العمل جناب نبوی به تلفنها و میل ها .... کسانی که زنگ میزدن بسیار مودب و آگاه بودن از جمله جوانی که از ایران زنگ زد و گفت که این بازی انرژی هسته ای تا یکسال مردم رو سرگرم خواهد کرد و ازاین حرفا که نبوی حرفی نداشت بزنه و خیلی مغرور سرشو تکون داد و گفت که بله درسته ... دوم خانمی بود از سوئد که اونم بسیار عالی حرف زد . گفت که آقای خاتمی که سرکار بود آیا تعدی به آزادی و سنگسار و بستن مطبوعات و .... و .... وجود نداشته ؟ حرکت غیر قابل تصور نبوی این بود که وسط صحبتهای خانم پرید و گفت : حرفای شما تمومی نداره و بهارلو را مجبور کرد که تماس رو قطع کنه . پسر جوان دیگری صحبت کرد و حرفای خیلی خوبی زد و آخرش گفت که دوست داشته حرفاشو بزنه و بعبارتی درددل کنه ... آقای نبوی با صراحت گفت تلویزیون جای درددل نیست . ( شاید فکر میکرد که این آدم بجای درددل ، باید فحش بده یا راهکار بده یا رژیم رو عوض کنه یا خیلی راحت تر قربون صدقه ایشون بره ) . یه نامه طنز در مورد انرژی هسته ای و بالا کشیدن جام زهر خوونده شد که بنظر من و خیلی ها بسیار جالبتر از خیلی از نوشته های طنز آقای نبوی بود ... آقای بهارلو از خنده ریسه رفته بود ولی آقای نبوی بسیار جدی بدون حتی یه لبخند از روی ماجرا میگذشت . فقط یه دفه گفت این خاصیت مردم ماست که همه چیز رو به طنز میگیرن ...
آخر مصاحبه هم به سبک آقای حسنی امام جمعه ارومیه یه مقدار جملات طنز گفت که دیگه تکراری شده و جائی واسه خنده نمیذاره .
اگه جناب نبوی عزیز فکر میکنه که با نوشتهاش عقیده عامه مردم رو عوض میکنه خوب حرفی نیست . من فقط یه حرف دارم . توی همین مملکت الان کسانی هستن که بمراتب بسیار زیباتر و گیراتر طنز کار میکنند . حیف که عرصه رشد نیست . شما که به هزینه ملت و به لطف دولت خاتمی توونستی از معرکه بگریزی و توی آلمان بشینی و قلم بزنی چه انتظاری داری ؟ انتظار داری که باز ملت هزینه کنند باز یه مشت آدم دیگه رو به اسم اصلاح طلب و غیره و غیره سر کار بیارن . بعدا شناسائی بشن . زندان برن ... اعتصاب غذا کنن . فکر میکنی چی عاید این ملت میشه که با تمسخر میگی : این ملت قابل پیش بینی نیستن ، ممکنه فردا روز بدتر از اینم بشه . بله ممکنه بدتر از اینم بشه . ولی شماهم مرد میدون نیستی چون اینجا نیستی . اونجا نشستن و نوشتن کاری نداره که .... بیا اینجا بنویس . زندان برو اعتصاب غذا بکن . تازه تازه فکر نکنم اون موقع هم حق داشته باشید که ایرونیا رو دست کم بگیری و اینجور با تمسخر جوابشونو رو بدی.
راستشو بخواین خیلی پکر شدم . کسانی که بهشون دل و امید می بندیم خیلی بد امتحان پس میدن ... آقای نبوی ملت ایران رو ریز میبینه و من فکر نمیکنم که حق داشته باشه اینطوری فکر کنه .
من نمیدونم که فردا چه خواهد شد . ولی میدونم که اون ضربه ای که ملت ایران از اصلاح طلبان خوردن، از هیچ دولت دیگری نخواهند خورد . ما هنوز داریم تاوان میدهیم . تاوان گول خوردن و اعتماد کردن .... تاوان رای دادن .... تاوان امیدوار شدن ...
آقای نبوی شما در آلمان بنویسید ما اینجا با لذت میخوانیم . ولی لطفا" ملت ایران را ریز نبینید ... این ملت همانطور که گفتید غیر قابل پیش بینی است . شاید فردا دیگر نه از اصلاح طلبان اثری بماند و نه از راست افراطی ... لطف کنید و به این فکر کنید که جامعه جوان ایرانی بسیار بهتر از گذشته همه چیز را میفهمد و درک میکند . کاش یه دفه دیگه اون تلفنها و میل ها رو مرور کنید . طنزها و گفته هایشان بسیار تآثیرگذارتر ، منطقی تر و مستدل تر از حرفهای شما بود ...
سمبلها و الگوهای ما یکی یکی یا با گذشت زمان یا با حرکات اشتباه خود کم کم از زندگی اجتماعی ما خارج میشوند و جای خودرا به نیروهای تازه نفس و جوان میدهند . منکر تجربه بزرگان نیستم ولی میدانم که آینده ایران به دست همین جوانهای خوشفکر ساخته خواهد شد .... آخرندش اینکه اگه یه دفه دیگه زنده باشم و همین آش باشه و همین کاسه و انتخابات ریاست جمهوری باشه و خاتمی و احمدی نژاد کاندید بشن .... در حالیکه غش و ضعف میرم واسه تیپ و قیافه خاتمی ، به احمدی نژاد رای خواهم داد .
