کاف شو ...
سلام و عید شما مبارک و سال خوبی داشته باشین و شادی واستون بیاد و غم نیاد و همه چی وفق مراد دلتون باشه و سفره تون پر نعمت و خوان مهمون نوازیتون گسترده و اخمای پیشونی تون کم و خنده رو لباتون فراوون و خلاصه غم بره و شادی بیاد و محنت بره و روزی بیاد ...
این از سلام و احوال پرسی سال نو ...
طبق معمول هرسال تعطیلات کسل کننده و پایان ناپذیر عید و بازم طبق معمول سنواتی تشکر از جمشید جم خدا بیامرز که این عید رو اختراع !!! کرد که حداقل سالی یه دفه قیافه ی خوکشل یا نحس یه عده رو که شاید اصلندش هم دلمون نمیخواسته ببینیم . اونم عیب نداره چرا ؟برای اینکه شاید حظ وافر ببریم یا حرص فراوان بخوریم ...
طبق معمول هرسال مراسم چهارشنبه سوری که اتفاقا" امسال کمرنگتر از هرسال برگزار شد به لطف تهدید و ایجاد فضای " پدرتون رو در میاریم " ( که البته یه نموره از این بابت ممنونشون هستم چون دو سه سال پیش چیزی نمونده بود با یه ترقه ی ناقابل به دیار باقی بشتابم و جمعی خلاص و خوش بحالشون بشه )
طبق معمول هرسال سفره ی هفت سین رنگین تر از هرسال ولکن (ولاکن ؟) بی حال تر از هرسال . سبزه ها رو زود سبز کرده بودم زود زرد شدن ... ولکن (ولاکن ؟) ماهی های کوچولو زنده اند و سرحال و قبراق ...
چه کارائی کردم ؟ هیچی ... فقط توی این همه برنامه های رنگ و وارنگ تلفیزیون های ضاله ماهواره ای یه چیزی خیلی به مذاق ما خوش آمد و اون دیدن تمام و کمال برنامه " کاف شو " بود که قبلنا جسته و گریخته قسمتهائیش رو دیده بودم . کاف شو برنامه ای از پرویز صیاد بوده که در زمان شاه ساخته شده و در حقیقت هجویه ای بر برنامه ها و شوهای تلفیزیونی اون موقع بوده است ( حال میکنید ادبیات رو ؟ )
چیزی که در این برنامه بسیار جلب توجه میکنه موضوعاتی هست که مطرح میشه . انگار همه ی اون مسائل در زمان حال داره اتفاق میفته . سانسور و خود سانسوری و عشق و علاقه ی جوونا به خوانندگی و بلبشوی فرهنگی و مردم پر از دروغ و نیرنگ که چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند و مسائل مادی و موضوعاتی مث مسکن و نبودن کار و درآمد در روستاها و مهاجرت روستائیان به شهر و زرنگی و مرد رندی آدمای کلک سیاست مدار و خلاصه هزار مسئله دیگه که توی همین برنامه چند ساعته گفته میشه و عجیبه که در اون زمان پخش شده زمانی که گفته میشه همه چی تحت سانسور مامورای امنیتی و اینجور چیزا بوده .
از همه چیزا جالبتر همون مسئله تضاد فرهنگیه ... رقص باله مری آپیک با پرویز صیاد که کم کم از اون حالت اوپرائی خودش خارج میشه و به دیریم دیریم دبش فارسی تبدیل میشه ، به سادگی و زیبائی هرچه تمامتر این مسئله رو نشون میده و این یعنی اینکه نمیتوونی به این راحتی ها فرهنگ توده ی مردم رو عوض کنی ...
این برنامه که در زمان خودش بنظر من طنز تمام عیاری بوده ، دهها وشاید صدها پیام را به راحتی به بیننده منتقل میکرد که الان دانشگاه تلفیزیون ایران نه اینکه نتواند بلکتم جرئت و یارای بازگویش این مطالب را ندارد ...
حالا این چه ربطی به نوروز داشت خدا میداند و بس . ببخشید تازگیا کم حوصله شده ام ... بهتر خواهم شد در سال ۸۷ انشاالله ..
در ساله ایزد تبارک عید همگی بود مبارک ... خلاص
